فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سردفتر اسناد رسمی

تأییدنشده

der Notar جمع: die Notare اسم

اسم

  • سردفتر اسناد رسمیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • محضر دارمَحضَر دارتأییدنشده
  • کاتب شرعکاتِبِ شَرعتأییدنشده

دستور زبانِ Notar

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Notars
جمع
die Notare
تلفظ
[noˈtaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Notareحالت نهادی، جمع
  • Notarsحالت اضافی، مفرد
  • Notareحالت اضافی، جمع
  • Notarenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Notareحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich muss heute zum Notar gehen.

من امروز باید به دفترخانه بروم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: maaster (de #4730662), cojiluc (fa #7715826), tatoeba.org
منابع و مجوزها