فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رفتار هنجاری

تأییدنشده

die Normalität اسم

اسم

  • رفتار هنجاریتأییدنشده

دستور زبانِ Normalität

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Normalität
تلفظ
[nɔʁmaliˈtɛːt]

مثال‌ها

Die Normalität ist eine gepflasterte Straße; man kann gut darauf gehen - doch es wachsen keine Blumen auf ihr.

متعارف بودن یک خیابان سنگ فرش شده است؛ خوب می‌توان روی آن راه رفت، اما هیچ گلی روی آن رشد نمی‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2277329), cojiluc (fa #13121207), tatoeba.org
منابع و مجوزها