شمال
šomâl[ʃo.mɒ́ːl̥]
اسم
- شمال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اپاختر
دستور زبانِ Norden
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Nordens
- تلفظ
- [ˈnɔʁdn̩]
همهٔ صورتها
- Nordens
مثالها
Kompasse zeigen nach Norden.
قطب نما شمال را نشان می دهد.
Das Mittelmeer ist praktisch eine Grenze zwischen zwei Welten, dem christlichen Norden und dem islamischen Süden.
دریای مدیترانه عملا مرزی بین دو دنیا است، شمال مسیحی و جنوب مسلمان.
die Stadt liegt im Norden
شهر در شمال واقع است