فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرزمین بی صاحب

تأییدنشده

das Niemandsland جمع: die Niemandsländer اسم

اسم

  • سرزمین بی صاحبسَرزَمینِ بی صاحِبتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • منطقه ممنوعهتأییدنشده

دستور زبانِ Niemandsland

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Niemandslands, des Niemandslandes
جمع
die Niemandsländer
تلفظ
[ˈniːmant͡sˌlant]
همهٔ صورت‌ها
  • Niemandslandحالت نهادی، مفرد
  • Niemandsländerحالت نهادی، جمع
  • Niemandslandsحالت اضافی، مفرد
  • Niemandslandesحالت اضافی، مفرد
  • Niemandsländerحالت اضافی، جمع
  • Niemandslandحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Niemandsländernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Niemandslandحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Niemandsländerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها