فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناخن‌ریش

der Niednagel جمع: die Niednägel اسم

اسم

  • ناخن‌ریش(protruding piece of nail tissue or skin near base of fingernail or toenail)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ناخن در گوشت فرو رفتهناخُن دَر گوشت فُرو رَفتهتأییدنشده

دستور زبانِ Niednagel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Niednagels
جمع
die Niednägel
تلفظ
[ˈniːtˌnaːɡl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Niednagelحالت نهادی، مفرد
  • Niednägelحالت نهادی، جمع
  • Niednagelsحالت اضافی، مفرد
  • Niednägelحالت اضافی، جمع
  • Niednagelحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Niednägelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Niednagelحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Niednägelحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها