جهل
اسم
- جهل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نادانی
- جهالت
دستور زبانِ Nichtwissen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Nichtwissens
- تلفظ
- [ˈnɪçtˌvɪsn̩]
همهٔ صورتها
- Nichtwissens
مثالها
Ignoranz ist nicht Nichtwissen, sondern Nichtwissenwollen.
جهل نه نادانی، بلکه خواستار نادانی بودن است.
Zum Glauben gehört das Nichtwissen, wie zum Wissen der Zweifel gehört.
ندانستن به اعتقاد متعلق است، چنان که دانستن به تردید متعلق است.