نیستی
nisti[niːs.t̪ʰíː]
اسم
- نیستی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- عدم وجود
دستور زبانِ Nichts
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Nichts
- جمع
- die Nichtse
- تلفظ
- [nɪçt͡s]
همهٔ صورتها
- Nichtse
- Nichtse
- Nichtsen
- Nichtse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Das Leben ist die Suche des Nichts nach dem Etwas!
زندگی جستجوی هیچ برای چیزی است.
Kunst ist, aus Nichts etwas zu machen und es zu verkaufen.
از هیچ چیزی ساختن و آن را فروختن هنر است.
aus dem Nichts etwas schaffen
چیزی را از عدم بوجود آوردن
aus dem Nichts etwas erschaffen
چیزی را از نیستی به هستی آوردن
mein Reichtum ist bald im Nichts
ثروت من به زودی در سرای نیستی است
du bist ein Nichts und Niemand
تو آسمان جل و بی کس و کار بیشتر نیستی