فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مقره

تأییدنشده

der Nichtleiter جمع: die Nichtleiter اسم

اسم

  • مقرهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • غیر هادیغِیرِ هادی(phys.)تأییدنشده

دستور زبانِ Nichtleiter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Nichtleiters
جمع
die Nichtleiter
تلفظ
[ˈnɪçtˌlaɪ̯tɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Nichtleitersحالت اضافی، مفرد
  • Nichtleiternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها