Nest
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Nests, des Nestes
- جمع
- die Nester
- تلفظ
- [nɛst]
ترجمهها
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
همهٔ صورتها
- Nester
- Nests
- Nestes
- Nester
- Neste
- Nestern
- Nester
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Nicht alle Vögel bauen Nester.
همهٔ پرندگان آشیانه نمیسازند.
Der Falke baut selbst kein Nest, er benutzt verlassene Nester.
باز برای خود آشیانه نمیسازد، او از آشیانههای رها شده استفاده میکند.
Die Vögel bauen im Frühling ihr Nest.
پرنده ها در بهار لانه خودشان رو می سازند.
Jedem Tier gefällt sein Nest.
هر حیوانی آشیانهٔ خود را دوست دارد.
Jedem Vogel gefällt sein Nest.
هر مرغی آشیانهٔ خود را دوست دارد.
Sofort verließen die Vögel ihre Nester.
فورا پرنده ها لانه شان را ترک کردند.
Vögel bauen Nester.
پرندگان لانه میسازند.