فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نوروتوکسین

تأییدنشده

das Nervengift جمع: die Nervengifte اسم

اسم

  • نوروتوکسینتأییدنشده

دستور زبانِ Nervengift

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Nervengiftes, des Nervengifts
جمع
die Nervengifte
تلفظ
[ˈnɛʁfn̩ˌɡɪft]
همهٔ صورت‌ها
  • Nervengiftحالت نهادی، مفرد
  • Nervengifteحالت نهادی، جمع
  • Nervengiftesحالت اضافی، مفرد
  • Nervengiftsحالت اضافی، مفرد
  • Nervengifteحالت اضافی، جمع
  • Nervengiftحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Nervengiftenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Nervengiftحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Nervengifteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها