حسادت
hasâdat[hæ.sɒː.d̪ǽt̪ʰ]
اسم
- حسادت
- رشک
- حسد
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- حسودی
- غبطه
دستور زبانِ Neid
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Neides, des Neids
- تلفظ
- [naɪ̯t]
همهٔ صورتها
- Neides
- Neids
- Neide
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die gefährlichsten Herzkrankheiten sind immer noch Neid, Hass, Geiz.
خطرناکترین بیماریهای دل همیشه هنوز حسادت، نفرت و خست هستند.
Unter den menschlichen Gefühlen ist nur der Neid aufrichtig.
از بین احساسات انسانی فقط حسادت صادقانه است.
Glück und Reichtum ziehen Neid an.
خوشبختی و ثروتمندی حسادت میآورند.
Ein großer Geist kann niemals Neid empfinden.
در یک روح بزرگ هرگز نمیتوان حسادت یافت.
Haß und Neid Macht die Hölle weit.
نفرت و حسادت جهنم را وسیع میکنند.
Die Tochter des Neides ist die Verleumdung.
دختر حسادت تهمت است.
Die Nachbarin starb fast vor Neid.
همسایه تقریبا از حسادت مرد.
Leid ist ohne Neid.
بدبختی بدون حسادت است.
Neid ist die ehrlichste Form der Anerkennung.
حسادت صورت صادقانهٔ تحسین است.
Neid ist dem Menschen, was Rost dem Eisen.
نسبت حسادت به آدمی، مانند نسبت زنگار به آهن است.