فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بربخ

تأییدنشده

der Nebenhoden جمع: die Nebenhoden اسم

اسم

  • بربخ(tube)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • روخاگتأییدنشده
  • اپیدیدیمتأییدنشده

دستور زبانِ Nebenhoden

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Nebenhodens
جمع
die Nebenhoden
تلفظ
[ˈneːbn̩ˌhoːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Nebenhodenحالت نهادی، مفرد
  • Nebenhodenحالت نهادی، جمع
  • Nebenhodensحالت اضافی، مفرد
  • Nebenhodenحالت اضافی، جمع
  • Nebenhodenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Nebenhodenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Nebenhodenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Nebenhodenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها