فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قفا

تأییدنشده

ġafâ[qæ.fɒ́ː]

der Nackenschlag جمع: die Nackenschläge اسم

اسم

  • قفاġafâقَفا[qæ.fɒ́ː]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پس گردنیپَس گَردَنیتأییدنشده

دستور زبانِ Nackenschlag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Nackenschlages, des Nackenschlags
جمع
die Nackenschläge
تلفظ
[ˈnakn̩ˌʃlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Nackenschlagحالت نهادی، مفرد
  • Nackenschlägeحالت نهادی، جمع
  • Nackenschlagesحالت اضافی، مفرد
  • Nackenschlagsحالت اضافی، مفرد
  • Nackenschlägeحالت اضافی، جمع
  • Nackenschlagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Nackenschlageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Nackenschlägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Nackenschlagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Nackenschlägeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

für das ich später Nackenschläge bekam

که پس گردنی بعدی را خوردم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها