فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ناف

nâf[nɒːf]

der Nabel جمع: die Nabel اسم

اسم

  • نافnâf[nɒːf](remnant of umbilical cord)

دستور زبانِ Nabel

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Nabels
جمع
die Nabel
تلفظ
[ˈnaːbl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Nabelsحالت اضافی، مفرد
  • Nabelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

مثال‌ها

Schmerzt es über oder unter dem Nabel?

زیر ناف درک می‌کند یا بالای آن؟

er sieht sich als Nabel der Welt

او خودش را مرکز جهان می بیند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: corvard (de #880087), cojiluc (fa #8489764), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها