الگو
olgu
اسم
- الگو
- نمونه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اشانتیون
- سرمشق
- طرح
- نقش
- مثال
دستور زبانِ Muster
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Musters
- جمع
- die Muster
- تلفظ
- [ˈmʊstɐ]
همهٔ صورتها
- Musters
- Mustern
مثالها
Das menschliche Gehirn kann gut Muster erkennen.
مغز انسان خوب میتواند الگوها را تشخیص دهد.
Der Satz ist ein Muster von Klarheit.
این جمله نمونهای از وضوح است.
Ich kann kein Muster erkennen.
من هیچ اسلوبی تشخیص نمیدهم.
Das menschliche Gehirn erkennt oft dort Muster, wo keine sind.
مغز انسان اغلب اسلوبهایی را تشخیص میدهد که وجود ندارند.
Gefällt Ihnen dieses Muster?
آیا این الگو را میپسندید؟
nach unten angeführtem Muster
از قرار زیر
entsprechend unten angegebenem Muster
از قرار زیر