فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

موسیقیدرمانی

die Musiktherapie جمع: die Musiktherapien اسم

اسم

  • موسیقیدرمانی

دستور زبانِ Musiktherapie

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Musiktherapie
جمع
die Musiktherapien
تلفظ
[muˈziːkteʁaˌpiː], [muˈzɪkteʁaˌpiː]
همهٔ صورت‌ها
  • Musiktherapieحالت نهادی، مفرد
  • Musiktherapienحالت نهادی، جمع
  • Musiktherapieحالت اضافی، مفرد
  • Musiktherapienحالت اضافی، جمع
  • Musiktherapieحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Musiktherapienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Musiktherapieحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Musiktherapienحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها