فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

یکپارچه

تأییدنشده

der Monolith جمع: die Monolithe, die Monolithen اسم

اسم

  • یکپارچهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مونولیت(large, single block of stone)تأییدنشده

دستور زبانِ Monolith

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Monoliths, des Monolithen
جمع
die Monolithe, die Monolithen
تلفظ
[monoˈliːt], [monoˈlɪt]
همهٔ صورت‌ها
  • Monolitheحالت نهادی، جمع
  • Monolithenحالت نهادی، جمع
  • Monolithsحالت اضافی، مفرد
  • Monolithenحالت اضافی، مفرد
  • Monolitheحالت اضافی، جمع
  • Monolithenحالت اضافی، جمع
  • Monolithenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Monolithenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Monolithenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Monolitheحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Monolithenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها