فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سوء ظن

تأییدنشده

das Misstrauen اسم

اسم

  • سوء ظنسوءِ ظَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • عدم اعتمادعَدَمِ اِعتِمادتأییدنشده
  • ظن داشتن(lack of trust)تأییدنشده
  • گمان داشتن(lack of trust)تأییدنشده

دستور زبانِ Misstrauen

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Misstrauens
تلفظ
[ˈmɪsˌtʁaʊ̯ən]
همهٔ صورت‌ها
  • Misstrauensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

Toleranz ist ein Beweis des Misstrauens gegen ein eigenes Ideal.

عدم تعصب اثباتی بر عدم اعتماد به آرمان خویشتن است.

ich selbst wurde von den Ordnungsorganen mit Misstrauen behandelt

من خود مورد بدگمانی مقامات انتظامی بودم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2717275), cojiluc (fa #10779427), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها