فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوانتم

kuântom

das Minimum جمع: die Minima اسم

اسم

  • کوانتمkuântom(indivisible unit of a given quantity)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حداقلحَدِ اَقَل(lowest limit)تأییدنشده
  • کمینهkamine[kʰʲæ.miː.né](lowest limit)تأییدنشده

دستور زبانِ Minimum

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Minimums
جمع
die Minima
تلفظ
[ˈmiːnimʊm], [ˈmɪnimʊm]
همهٔ صورت‌ها
  • Minimaحالت نهادی، جمع
  • Minimumsحالت اضافی، مفرد
  • Minimaحالت اضافی، جمع
  • Minimaحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Minimaحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

mit einem Minimum auskommen

با قدر حداقل سر کردن

منابع و ارجاع‌ها