میلیون
اسم
- میلیون
عدد
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هزارهزار
دستور زبانِ Million
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Million
- جمع
- die Millionen
- تلفظ
- [mɪˈli̯oːn]
همهٔ صورتها
- Millionen
- Millionen
- Millionen
- Millionen
عدد
مثالها
Das kleinste Kapital eigener Erfahrung ist mehr wert als Millionen fremder Erfahrungen.
کوچکترین فصل تجربهٔ خود میلیونها بار ارزشمندتر از تجربیات دیگران است.
Tokyo hat mehr als zehn Millionen Einwohner.
توکیو بیش از ده میلیون نفر جمعیت دارد.
Das kleinste Kapital eigner Erfahrung ist mehr wert als Millionen fremder Erfahrungen.
کوچکترین فصل تجربهٔ خویش ارزشمندتر ازمیلیونها تجربیات دیگران است.
Es gibt Millionen von Sternen im Universum.
میلیونها ستاره در کیهان وجود دارند.
Eine Million ist tausend in zweiter Potenz.
یک میلیون هزار به توان دو است.
Er erhielt eine Abfindung von einer Million Dollar.
او یک غرامت یک میلیون دلاری دریافت کرد.
Das berühmte Ölgemälde wurde bei der Auktion für zwei Millionen Dollar versteigert.
نقاشی رنگ و روغن معروف در یک مزایده به دو میلیون دلار به حراج رفت.
Glaubt nicht, ihr hättet Millionen Feinde. Euer einziger Feind heißt Krieg.
باور نکن میلیونها دشمن داشتی. تنها دشمنت جنگ نام دارد.
Vor Millionen von Jahren waren Wale Landtiere.
میلیونها سال قبل والها موجودات زمینی بودند.
Der Tod eines Mannes ist eine Tragödie, der Tod von Millionen ist eine Statistik.
مرگ یک انسان تراژدی است اما مرگ میلیونها انسان، آمار است.