متر
metr[met̪ʰɹ]
اسم
- متر
دستور زبانِ Meter
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Meters
- جمع
- die Meter
- تلفظ
- [ˈmeːtɐ]
همهٔ صورتها
- Meters
- Metern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Thunfisch war angeblich zwei Meter fünfzig lang.
آن طور که میگویند، طول ماهی تن پنجاه متر بود.
Der Turm ist 220 Meter hoch.
برج ۲۲۰ متر بلندی دارد.
Die Werft ist zwei Kilometer lang und neunhundert Meter breit.
کارخانه کشتی سازی دو کیلومتر طول و نهصد متر عرض دارد.
im Umkreis von 100 Metern
به شعاع ۱۰۰ متر
das ist 10 Meter hoch
ارتفاع اش ۱۰ متر است
er läuft 100 Meter
او ۱۰۰ متر می دود