فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مس

تأییدنشده

mes, mas[més][mǽs]

die Messe جمع: die Messen اسم

اسم

  • مسmes, masمِس[més][mǽs](موسیقی)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بازاره مکارهبازاره مَکارهتأییدنشده
  • مکاریهمَکاریهتأییدنشده
  • نمایشگاه اقتصادینَمایِشگاهِ اِقتِصادیتأییدنشده
  • نمایشگاه بازرگانیتأییدنشده
  • نمایشگاهnamâyešgâh[næ.mɒː.jeʃ.ɡɒ́ːʰ](market)تأییدنشده
  • مکاره(market)تأییدنشده

دستور زبانِ Messe

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Messe
جمع
die Messen
تلفظ
[ˈmɛsə]
همهٔ صورت‌ها
  • Messenحالت نهادی، جمع
  • Messenحالت اضافی، جمع
  • Messenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Messenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Messe jeden Winkel des Dreieckes.

هر زاویهٔ مثلث را اندازه بگیر.

Messen musst du siebenmal, schneiden einmal.

هفت بار اندازه بگیر، یکبار ببر.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Manfredo (de #3046014), cojiluc (fa #7752761), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5090959), cojiluc (fa #8143662), tatoeba.org
منابع و مجوزها