فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پوست انسان

تأییدنشده

die Menschenhaut جمع: die Menschenhäute اسم

اسم

  • پوست انسان(Haut eines Menschen)تأییدنشده

دستور زبانِ Menschenhaut

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Menschenhaut
جمع
die Menschenhäute
تلفظ
[ˈmɛnʃn̩ˌhaʊ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Menschenhautحالت نهادی، مفرد
  • Menschenhäuteحالت نهادی، جمع
  • Menschenhautحالت اضافی، مفرد
  • Menschenhäuteحالت اضافی، جمع
  • Menschenhautحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Menschenhäutenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Menschenhautحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Menschenhäuteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها