مجموعه
majmu'e[mæd͡ʒ.muː.ʔe]
اسم
- مجموعه
- مقدار
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- کمیت
- مبلغ
- کلکسیون
دستور زبانِ Menge
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Menge
- جمع
- die Mengen
- تلفظ
- [ˈmɛŋə]
همهٔ صورتها
- Mengen
- Mengen
- Mengen
- Mengen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Gitarrist schmiss sich in die Menge.
گیتاریست خود را در جمعیت ول کرد.
Folge niemals der Menge.
هرگز دنباله رو توده نباش.
Sie kennt jede Menge hohe Tiere.
او اشخاص با نفوذ/مهم زیادی را میشناسد.
Du Dreikäsehoch musst noch eine Menge lernen!
تو نیم وجبی هنوز خیلی چیزها باید یاد بگیری.
Tom stellt eine Menge Fragen.
تام زیاد سوال میپرسد.
Ohne ein Lebewohl verschwand er in der Menge.
او بدون خداحافظی در جمعیت ناپدید شد.
Die Menge der Primzahlen ist abzählbar unendlich.
تعداد اعداد اول، شمارای نامتناهی است.
Eine Menge Jungen verfolgten das Kaninchen.
پسران زیادی دنبال خرگوش می دویدند.
suchend ging ich durch die Menge
کورمال از لای مردم گذشتم
Die Landwirtschaft verbraucht eine große Menge an Wasser.
کشاورزی حجم عظیمی از آب مصرف میکند.