فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیشینه

تأییدنشده

das Maximum جمع: die Maxima اسم

اسم

  • بیشینه(highest limit)(math: greatest value)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماکسیمم(highest limit)(math: greatest value)تأییدنشده

دستور زبانِ Maximum

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Maximums
جمع
die Maxima
تلفظ
[ˈmaksimʊm]
همهٔ صورت‌ها
  • Maximaحالت نهادی، جمع
  • Maximumsحالت اضافی، مفرد
  • Maximaحالت اضافی، جمع
  • Maximaحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Maximaحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Zur Prüfung der Sache benötigen wir ein Maximum an Indizien.

برای بررسی قضیه، به شواهد بیشتری نیاز داریم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #8108235), AsliAbbasi (fa #888289), tatoeba.org
منابع و مجوزها