ماسک
mâsk[mɒːskʰʲ]
اسم
- ماسک
- نقاب
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- صورتک
- ماسک صورت
دستور زبانِ Maske
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Maske
- جمع
- die Masken
- تلفظ
- [ˈmaskə]
همهٔ صورتها
- Masken
- Masken
- Masken
- Masken
مثالها
Auf der Bühne wird die Maske von der Rolle, im Leben wird die Rolle von der Maske bestimmt.
روی صحنه از روی نقش نقاب مشخص میشود، در زندگی از روی نقاب نقش مشخص میشود.
Wer jeden Tag eine Maske trägt, braucht eine neue, um er selbst zu sein.
کسی که هر روز یک صورتک میپوشد، به یک صورتک جدید احتیاج دارد تا خودش باشد.
Der Fuchs nutzt die Maske des Tigers.
روبهان از نقاب ببران استفاده میکند.
Man trifft viele Masken und wenige Gesichter.
آدم بیشتر نقابها را ملاقات میکند تا صورتها را.
Die Welt ist ein großer Ball, auf dem jeder eine Maske trägt.
دنیا یک مهمانی بزرگ است که در آن هر کس ماسکی بر صورت دارد.
Gib einem Menschen eine Maske, und er wird dir die Wahrheit sagen.
به یک مرد یک نقاب بدهید تا حقیقت را بگوید.