فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تار

تأییدنشده

târ[t̪ʰɒːɹ]

die Masche جمع: die Maschen اسم

اسم

  • تارtâr[t̪ʰɒːɹ](Netz)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ترفندtarfandتَرفَند(Trick)تأییدنشده
  • حیلهhile[hiː.lé](Trick)تأییدنشده
  • شبکهšabakeشَبَکه[ʃæ.bæ.kʰʲé](Netz)تأییدنشده

دستور زبانِ Masche

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Masche
جمع
die Maschen
تلفظ
[ˈmaʃə]
همهٔ صورت‌ها
  • Maschenحالت نهادی، جمع
  • Maschenحالت اضافی، جمع
  • Maschenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Maschenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Maschen, die sich auflösen

درزها از هم باز می شوند

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها