آداب
âdâb[ʔɒː.d̪ɒ́ːb̥]
اسم
- آداب
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رفتار
- نحو
دستور زبانِ Manier
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Manier
- جمع
- die Manieren
- تلفظ
- [maˈniːɐ̯]
همهٔ صورتها
- Manieren
- Manieren
- Manieren
- Manieren
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die beste Rache für Undank und schlechte Manieren ist Höflichkeit.
بهترین انتقام برای ناسپاسی و بی ادبی رعایت ادب است.
wenn er auch sonst nichts hatte, Manieren hatte er
هر چی نداشت ادب داشت
die Feinheiten der Manieren
ظرافت حرکات و سکنات