فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نقاشی

naġġâši[næʁ.ɢɒː.ʃíː]

die Malerei جمع: die Malereien اسم

اسم

  • نقاشیnaġġâšiنَقاشی[næʁ.ɢɒː.ʃíː](artistic application of paint)(the action of applying paint)(Werk eines Malers)

دستور زبانِ Malerei

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Malerei
جمع
die Malereien
تلفظ
[ˌmaːləˈʁaɪ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Malereienحالت نهادی، جمع
  • Malereienحالت اضافی، جمع
  • Malereienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Malereienحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich mache mir immer Vorwürfe, dass meine Malerei nicht wert ist, was sie kostet.

من همیشه خود را ملامت می‌کنم، که نقاشی‌هایم ارزش قیمتی که دارند را ندارند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2449457), cojiluc (fa #13121202), tatoeba.org
منابع و مجوزها