فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مه

meh[meʱ]

der Mai جمع: die Maie اسم

اسم

  • مهmehمِه[meʱ](fifth month of the Gregorian calendar)(der fünfte Monat im Jahr)
  • میmey, miمِی[mej](fifth month of the Gregorian calendar)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ماه مهماهِ مِهتأییدنشده

دستور زبانِ Mai

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Mai, des Mais, des Maien
جمع
die Maie
تلفظ
[maɪ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Maiحالت نهادی، مفرد
  • Maieحالت نهادی، جمع
  • Maiحالت اضافی، مفرد
  • Maisحالت اضافی، مفرد
  • Maienحالت اضافی، مفرد
  • Maieحالت اضافی، جمع
  • Maiحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Maienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Maiحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Maieحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Taifune ereignen sich meist zwischen Mai und Oktober.

طوفان اغلب بین مه و اکتبر رخ می‌دهد.

das letzte Wochenende im Mai

آخرین آخر هفته در مه

das letzte Wochenende im Mai

آخر آخرین هفته در ماه مه

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3029112), cojiluc (fa #7738775), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها