لوکس
اسم
- لوکس
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تجمل
- لاکچری
دستور زبانِ Luxus
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Luxus
- تلفظ
- [ˈlʊksʊs]
مثالها
Luxus und Komfort sind nicht gleichbedeutend mit Glück.
تجمل و راحتی هم معنای خوشبختی نیست.
Luxus und Komfort sind nicht gleichbedeutend mit Glück.
تجمل و راحتی هم ارز خوشبختی نیست.
Kunst ist nicht Luxus, sondern Notwendigkeit.
هنر تجمل نیست، بلکه یک نیاز است.