فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بادکنک

bâdkonak[bɒːd̪.kʰo.nǽkʰʲ]

der Luftballon جمع: die Luftballons, die Luftballone اسم

اسم

  • بادکنکbâdkonakبادِ کُنَک[bɒːd̪.kʰo.nǽkʰʲ](child’s toy)(inflatable and buoyant object)(balloon)
  • بالون(inflatable and buoyant object)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پوقانه(child’s toy)تأییدنشده

دستور زبانِ Luftballon

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Luftballons
جمع
die Luftballons, die Luftballone
تلفظ
[ˈlʊftbaˌlɔŋ], [ˈlʊftbaˌloːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Luftballonsحالت نهادی، جمع
  • Luftballoneحالت نهادی، جمع
  • Luftballonsحالت اضافی، مفرد
  • Luftballonsحالت اضافی، جمع
  • Luftballoneحالت اضافی، جمع
  • Luftballonsحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Luftballonenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Luftballonsحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Luftballoneحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

منابع و ارجاع‌ها