ستایش
setâyeš[se.t̪ʰɒː.jéʃ]
اسم
- ستایش
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تحسین
- آفرین
- ثنا
دستور زبانِ Lob
اسم
- جنس دستوری
- das/der (خنثی، مذکر)
- حالت اضافی
- des Lobs, des Lobes, des Lob
- جمع
- die Lobe, die Lobs
- تلفظ
- [loːp], [lɔp]
همهٔ صورتها
- Lobe
- Lobs
- Lobes
- Lobe
- Lobe
- Loben
- Lobe
- Lobs
- Lobs
- Lobs
- Lobs
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Lob ablehnen heißt: Zweimal gelobt sein wollen.
نپذیرفتن تحسین یعنی خواستار تحسین مضاعف شدن.
Wer sein Versprechen hält, erwirbt Lob.
کسی که به عهدش عمل کند، تحسین میشود.
Lob macht gute Menschen besser und schlechte Menschen schlechter.
تحسین آدمهای خوب را بهتر و بدها را بدتر میکند.
Lob macht Dich besser, wenn Du gut bist, und schlechter, wenn Du schlecht bist.
تحسین تو را بهتر میکند اگر خوب باشی، و تو را بدتر میکند اگر بد باشی.
Gegen Angriffe kann man sich wehren, gegen Lob ist man machtlos.
در مقابل حمله میتوان از خود دفاع کرد، در مقابل تمجید آدم بیدفاع است.
Lob, ebenso wie Gold und Diamanten, hat Wert nur durch seine Seltenheit.
تحسین مانند زر و گوهر ارزشش تنها به کم بودنش است.