خط کش
xat-keš[xæt̪ʰ.kʰʲeʃ]
اسم
- خط کش
دستور زبانِ Lineal
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Lineals
- جمع
- die Lineale
- تلفظ
- [lineˈaːl], [lineˈʔaːl]
همهٔ صورتها
- Lineale
- Lineals
- Lineale
- Linealen
- Lineale
مثالها
Ich brauche ein Lineal und einen Zirkel, etwas Zeit und Ruhe.
من به یک خط کش و یک پرگار و کمی زمان و آرامش نیاز دارم.