فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لیمو

تأییدنشده

limu[liː.múː]

die Limone جمع: die Limonen اسم

اسم

  • لیموlimu[liː.múː]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لیموی شیرازتأییدنشده

دستور زبانِ Limone

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Limone
جمع
die Limonen
تلفظ
[liˈmoːnə]
همهٔ صورت‌ها
  • Limonenحالت نهادی، جمع
  • Limonenحالت اضافی، جمع
  • Limonenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Limonenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها