فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لیموترش سبز

تأییدنشده

die Limette جمع: die Limetten اسم

اسم

  • لیموترش سبزتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • لیموlimu[liː.múː]تأییدنشده
  • لیموی شیرازتأییدنشده

دستور زبانِ Limette

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Limette
جمع
die Limetten
تلفظ
[liˈmɛtə]
همهٔ صورت‌ها
  • Limettenحالت نهادی، جمع
  • Limettenحالت اضافی، جمع
  • Limettenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Limettenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Tom aß zum ersten Mal eine süße Limette.

تام برای اولین بار یک لیمو شیرین خورد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #5797728), cojiluc (fa #13098090), tatoeba.org
منابع و مجوزها