ریاست
riyâsat[ɹi.jɒː.sǽt̪ʰ]
اسم
- ریاست
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- رهبری
- راهبرد
- هدایت
- مدیریت
- کابل
- سروری
- کیبل
- رسانش
دستور زبانِ Leitung
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Leitung
- جمع
- die Leitungen
- تلفظ
- [ˈlaɪ̯tʊŋ]
همهٔ صورتها
- Leitungen
- Leitungen
- Leitungen
- Leitungen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Heute hast du aber eine lange Leitung!
تو امروز در فهم موضوع کمی کند هستی!
Die Leitung ist besetzt.
خط اشغال است.
Markku hat manchmal eine lange Leitung.
مارک گاهی اوقات در فهم موضوع کمی کند است.
Ich wurde mit der Leitung dieses Projekts betraut.
من برای هدایت این پروژه استخدام شدم.
er hat die Leitung der Schule
او ریاست مدرسه را عهده دار است
Eine lange Leitung haben
دو زاری اش دیر می افتد
Leitung der laufenden Geschäfte
راندن امور جاری
er ist mit Leitung betraut
او در مقام ریاست است
er ist mit der Leitung betraut
او در مقام ریاست است