فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تخم برزک

تأییدنشده

der Leinsamen جمع: die Leinsamen اسم

اسم

  • تخم برزکتُخمِ بَرزَکتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تخم کتانتأییدنشده
  • بذرکتان(seed of the flax plant)تأییدنشده
  • بزرک(seed of the flax plant)تأییدنشده
  • زغیره(seed of the flax plant)تأییدنشده

دستور زبانِ Leinsamen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Leinsamens
جمع
die Leinsamen
تلفظ
[ˈlaɪ̯nˌzaːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • Leinsamenحالت نهادی، مفرد
  • Leinsamenحالت نهادی، جمع
  • Leinsamensحالت اضافی، مفرد
  • Leinsamenحالت اضافی، جمع
  • Leinsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Leinsamenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Leinsamenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Leinsamenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها