فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سردخانه

تأییدنشده

die Leichenhalle جمع: die Leichenhallen اسم

اسم

  • سردخانهسَردخانه(place for dead people)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرده شوی خانه(place for dead people)تأییدنشده
  • مرده‌خانه(place for dead people)تأییدنشده

دستور زبانِ Leichenhalle

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Leichenhalle
جمع
die Leichenhallen
تلفظ
[ˈlaɪ̯çn̩ˌhalə]
همهٔ صورت‌ها
  • Leichenhallenحالت نهادی، جمع
  • Leichenhallenحالت اضافی، جمع
  • Leichenhallenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Leichenhallenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Das weiße Gebäude dort ist eine Leichenhalle.

آن ساختمان سفید یک سردخانه است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: samueldora (de #750282), cojiluc (fa #12903996), tatoeba.org
منابع و مجوزها