فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گل

gol, gel[ɡ̥ol̥][ɡʲel̥]

der Lehm جمع: die Lehme اسم

اسم

  • گلgol, gelگِل[ɡ̥ol̥][ɡʲel̥](mineral substance)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ابلیزتأییدنشده
  • رسros[ɹos](mineral substance)تأییدنشده
  • گل رس(mineral substance)تأییدنشده

دستور زبانِ Lehm

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Lehms, des Lehmes
جمع
die Lehme
تلفظ
[leːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Lehmeحالت نهادی، جمع
  • Lehmsحالت اضافی، مفرد
  • Lehmesحالت اضافی، مفرد
  • Lehmeحالت اضافی، جمع
  • Lehmeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Lehmenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lehmeحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mischung aus Lehm und Stroh

کاه گل

منابع و ارجاع‌ها