فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دنده را در خلاص گذاشتن

تأییدنشده

der Leerlauf جمع: die Leerläufe اسم

اسم

  • دنده را در خلاص گذاشتندَنده را دَر خَلاص گُذاشتَن(Motor)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • موتور در جا کار می کندموتور دَر جا کار می کُنَد(Motor)تأییدنشده

دستور زبانِ Leerlauf

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Leerlaufes, des Leerlaufs
جمع
die Leerläufe
تلفظ
[ˈleːɐ̯ˌlaʊ̯f]
همهٔ صورت‌ها
  • Leerlaufحالت نهادی، مفرد
  • Leerläufeحالت نهادی، جمع
  • Leerlaufesحالت اضافی، مفرد
  • Leerlaufsحالت اضافی، مفرد
  • Leerläufeحالت اضافی، جمع
  • Leerlaufحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Leerlaufeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Leerläufenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Leerlaufحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Leerläufeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها