چرم
čarm[t͡ʃʰæɹm]
اسم
- چرم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- جلد
دستور زبانِ Leder
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Leders
- جمع
- die Leder
- تلفظ
- [ˈleːdɐ]
همهٔ صورتها
- Leders
- Ledern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die besten Hüte sind aus Leder.
بهترین کلاهها از چرم هستند.
Das ist echtes Leder.
این چرم واقعی است.
Von den Männern bleibt der Name, vom Ochsen das Leder.
از مردان نام باقی میماند، از گاوان چرم.