فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رخنه

تأییدنشده

rexne, roxne

das Leck جمع: die Lecks اسم

اسم

  • رخنهrexne, roxneرَخنهتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سوراخsurâx[suː.ɹɒ́ːx]تأییدنشده
  • نشتnašt(crack, crevice, fissure, or hole which admits water or other fluid, or lets it escape)تأییدنشده

دستور زبانِ Leck

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Lecks, des Leckes
جمع
die Lecks
تلفظ
[lɛk]
همهٔ صورت‌ها
  • Lecksحالت نهادی، جمع
  • Lecksحالت اضافی، مفرد
  • Leckesحالت اضافی، مفرد
  • Lecksحالت اضافی، جمع
  • Lecksحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lecksحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein kleines Leck kann ein großes Schiff versenken.

یک نشت کوچک می‌تواند یک کشتی بزرگ را غرق کند.

Die Wasserleitung hat ein Leck.

لولهٔ آب نشتی دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5210025), cojiluc (fa #10728076), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2291696), cojiluc (fa #10728075), tatoeba.org
منابع و مجوزها