جاندار
jândâr[dʒɒːnˈd̪ɒːɾ]
اسم
- جاندار
- ارگانیسم
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ذیروحی
- موجود زنده
- سازواره
دستور زبانِ Lebewesen
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Lebewesens
- جمع
- die Lebewesen
- تلفظ
- [ˈleːbəˌveːzn̩]
همهٔ صورتها
- Lebewesens
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Mensch ist das einzige Lebewesen, das von sich eine schlechte Meinung hat.
انسان تنها موجود زنده است، که نسبت به خود عقیدهٔ بدی دارد.
Lebewesen ohne Rückgrat nennt man Wirbellose.
موجودات بدون ستون فقرات نرمتن نامیده میشوند.
die Lebewesen des Meeres
زیستبوم دریا