فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جاندار

jândâr[dʒɒːnˈd̪ɒːɾ]

das Lebewesen جمع: die Lebewesen اسم

اسم

  • جاندارjândâr[dʒɒːnˈd̪ɒːɾ](living thing)
  • ارگانیسمorgânism[ʔoɹ.ɡɒː.níːsm](living thing)(organism)iran
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ذیروحیتأییدنشده
  • موجود زندهموجودِ زِندهتأییدنشده
  • سازواره(living thing)تأییدنشده

دستور زبانِ Lebewesen

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Lebewesens
جمع
die Lebewesen
تلفظ
[ˈleːbəˌveːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Lebewesensحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Mensch ist das einzige Lebewesen, das von sich eine schlechte Meinung hat.

انسان تنها موجود زنده است، که نسبت به خود عقیدهٔ بدی دارد.

Lebewesen ohne Rückgrat nennt man Wirbellose.

موجودات بدون ستون فقرات نرم‌تن نامیده می‌شوند.

die Lebewesen des Meeres

زیستبوم دریا

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #2350758), cojiluc (fa #8142392), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #4405266), cojiluc (fa #10517920), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها