کبد
kabed, kabd, kabad[kʰʲæ.béd̪̥]
اسم
- کبد
- جگر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- چگر
دستور زبانِ Leber
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Leber
- جمع
- die Lebern
- تلفظ
- [ˈleːbɐ]
همهٔ صورتها
- Lebern
- Lebern
- Lebern
- Lebern
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Ist es schlecht für die Gesundheit, Leber zu essen?
آیا خوردن جگر برای سلامتی بد است؟
Alkohol macht die Leber kaputt.
الکل به جگر آسیب میزند.
Alkohol macht die Leber kaputt.
الکل به کبد ضرر میزند.
Magst du Leber?
آیا جگر دوست داری؟
Das ist für meine Leber nicht gut!
این برای کبدم خوب نیست.
Die Leber hat die Aufgabe, den Körper zu entgiften.
کبد وظیفه دارد از بدن سم زدایی کند.
frei von der Leber weg
صاف و پوست کنده گفتن