فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خطر مرگ

تأییدنشده

die Lebensgefahr جمع: die Lebensgefahren اسم

اسم

  • خطر مرگخَطَرِ مَرگتأییدنشده

دستور زبانِ Lebensgefahr

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Lebensgefahr
جمع
die Lebensgefahren
تلفظ
[ˈleːbn̩sɡəˌfaːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Lebensgefahrحالت نهادی، مفرد
  • Lebensgefahrenحالت نهادی، جمع
  • Lebensgefahrحالت اضافی، مفرد
  • Lebensgefahrenحالت اضافی، جمع
  • Lebensgefahrحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Lebensgefahrenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lebensgefahrحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Lebensgefahrenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er erfüllte seine Pflicht trotz der Lebensgefahr.

با وجود خطر جانی، او وظیفه خود را ادا کرد.

Viele Wildtiere schweben in Lebensgefahr.

بسیاری از حیوانات وحشی در خطر از دست دادن زندگی شان هستند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1552003), cojiluc (fa #6954202), tatoeba.org
  2. ۲: Sudajaengi (de #959990), manelie (fa #12699659), tatoeba.org
منابع و مجوزها