فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درخت زندگی

تأییدنشده

der Lebensbaum جمع: die Lebensbäume اسم

اسم

  • درخت زندگی(Sinnbild des Lebens)تأییدنشده

دستور زبانِ Lebensbaum

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Lebensbaumes, des Lebensbaums
جمع
die Lebensbäume
تلفظ
[ˈleːbn̩sˌbaʊ̯m]
همهٔ صورت‌ها
  • Lebensbäumeحالت نهادی، جمع
  • Lebensbaumesحالت اضافی، مفرد
  • Lebensbaumsحالت اضافی، مفرد
  • Lebensbäumeحالت اضافی، جمع
  • Lebensbaumeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Lebensbäumenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lebensbäumeحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Der Mensch ist ein Blatt am Lebensbaum.

انسان یک برگ روی درخت زندگی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #5548602), cojiluc (fa #8143597), tatoeba.org
منابع و مجوزها