فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بهمن

bahman[bæɦ.mǽn]

die Lawine جمع: die Lawinen اسم

اسم

  • بهمنbahmanبَهمَن[bæɦ.mǽn](avalanche)(large sliding mass of snow and ice)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • رانش زمین(fall of earth, rocks, etc.)تأییدنشده

دستور زبانِ Lawine

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Lawine
جمع
die Lawinen
تلفظ
[laˈviːnə]
همهٔ صورت‌ها
  • Lawineحالت نهادی، مفرد
  • Lawinenحالت نهادی، جمع
  • Lawineحالت اضافی، مفرد
  • Lawinenحالت اضافی، جمع
  • Lawineحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Lawinenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Lawineحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Lawinenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er wurde von einer Lawine begraben.

او توسط یک بهمن مدفون شد.

Kein Schneeflöckchen einer Lawine fühlt sich je verantwortlich.

هیچ برف دانه‌ای در یک بهمن احساس مسئولیت نمی‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #1863042), cojiluc (fa #10705611), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #2436853), cojiluc (fa #12154458), tatoeba.org
منابع و مجوزها