فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کسالت

die Langeweile اسم

اسم

  • کسالتکِسالَت(state of being bored)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • یکنواختییِکنَواختیتأییدنشده
  • حوصله‌سررفتگیتأییدنشده
  • خسته کنندگیخَسته کُنَندِگیتأییدنشده
  • ملالت(state of being bored)تأییدنشده

دستور زبانِ Langeweile

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Langeweile
تلفظ
[ˈlaŋəˌvaɪ̯lə]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die Arbeit hält drei große Gefahren fern: Langeweile, Laster und Not.

کار سه خطر بزرگ را دور نگه می‌دارد: کسلی، گناه و فقر.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1416386), cojiluc (fa #8213349), tatoeba.org
منابع و مجوزها