کسالت
اسم
- کسالت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- یکنواختی
- حوصلهسررفتگی
- خسته کنندگی
- ملالت
دستور زبانِ Langeweile
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Langeweile
- تلفظ
- [ˈlaŋəˌvaɪ̯lə]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Arbeit hält drei große Gefahren fern: Langeweile, Laster und Not.
کار سه خطر بزرگ را دور نگه میدارد: کسلی، گناه و فقر.