فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مین

تأییدنشده

min[miːn]

die Landmine جمع: die Landminen اسم

اسم

  • مینmin[miːn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مین زمینی(mine that is placed on land)تأییدنشده

دستور زبانِ Landmine

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Landmine
جمع
die Landminen
تلفظ
[ˈlantˌmiːnə]
همهٔ صورت‌ها
  • Landminenحالت نهادی، جمع
  • Landminenحالت اضافی، جمع
  • Landminenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Landminenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Landminen sind ein Verbrechen gegen die Menschheit.

مین‌های زمینی جنایت علیه بشریت است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #902829), cojiluc (fa #10729384), tatoeba.org
منابع و مجوزها